تبلیغات
افسوس از این زمانه - عجب صبری خدا دارد
شنبه 1 آبان 1389

عجب صبری خدا دارد

   نوشته شده توسط: حسین نامور    

عجب صبری خدا دارد

....

اگرمن جای او بودم...
همان یک لحظه ی اول
که  ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان
جهان را با همه زیبایی وزشتی
بر روی یکدگر،ویرانه می کردم

اگر من جای او بودم...
که در همسایگی صدها گرسنه،چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم
نخستین نعره ی مستانه را خاموش آندم بر لب پیمانه می کردم

اگر من جای او بودم...
که می دیدم یکی عریان ولرزان،دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین
زمین وآسمان را واژگون،مستانه می کردم

اگر من جای او بودم...
بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان
سرا پای وجود بی وفا معشوق را پروانه می کردم

اگر من جای او بودم...
به عرش کبریایی، با همه صبر خدایی
تا که می دیدم عزیز نا بجایی، ناز بر یک ناروا خاری می فروشد
گردش این چرخ را وارانه،بی صبرانه می کردم

چرا من جای او باشم...
همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و،تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد!
وگرنه من بجای او چو بودم
یک نفس کی عادلانه سازشی
با جاهل و فرزانه می کردم

عجب صبری خدا دارد ...


if (document.layers || document.all) window.onload = StartAll;

جاوا اسكریپت